آخرین مطالب پيوندها
نويسندگان |
عاشقانه
یک شنبه 1 دی 1392برچسب:, :: 14:30 :: نويسنده : بنفشه
ناراحتت کردم دم رفتن
خواستم که ناامید بشی از من
.
این عادلانه نیست میدونم
ازم نپرس چطور میتونم
.
یکم واسهت لازمه بیرحمی
دلیلشو حالا نمیفهمی
.
به بغض وادارم نکن انقد
این گریهها باشه برای بعد
.
تو قلب من یه امپراطوره .. تسلیم میشه چون که مجبوره
برو نباید مال من باشی .. خواهش نکردم، این یه دستوره
.
نفرین به این وجدان بیهودم
ای کاش من خودخواهتر بودم
.
غرور من این بار حق داره
دنیا به من خیلی بدهکاره
.
سکوت یعنی مرده فریادم
باید تو رو از دست میدادم
.
از من به تو پنجرهای وا نیست
وقتی که خوشبختیت اینجا نیست
.
تو قلب من یه امپراطوره .. تسلیم میشه چون که مجبوره
برو نباید مال من باشی .. خواهش نکردم، این یه دستوره
یک شنبه 1 دی 1392برچسب:, :: 14:22 :: نويسنده : بنفشه
خستهتر از صدای من، گریهی بیصدای تو
حیف که مانده پیش من، خاطرهات به جای تو
.
رفتی و آشنای تو، بیتو غریب ماند و بس
قلب شکستهاش ولی پاک و نجیب ماند و بس
.
طعنه به ماجرا بزن، اسم مرا صدا بزن
قلب مرا ستاره کن، دل به ستارهها بزن
.
تکیه به شانهام بده، دل به ترانهام بده
راوی آوارگیام، راه به خانهام بده
.
یکسره فتح میشوم، با تو اگر خطر کنم
سایهی عشق میشوم، با تو اگر سفر کنم
.
شبشکن صد آینه با شب من چه میکنی؟
این همه نور داری و صحبت سایه میکنی
.
وقت غروب آرزو بهت مرا نظاره کن
با تو طلوع میکنم ولولهای دوباره کن
.
با تو چه فرق میکند زنده و مرده بودنم
کاش خجل نباشم از زخم نخورده بودنم
.
شنبه 16 آذر 1392برچسب:, :: 13:43 :: نويسنده : بنفشه
شام مهتاب
…
تو اون شام مهتاب کنارم نشستی
عجب شاخه گلوار به پایم شکستی
.
قلم زد نگاهت به نقشآفرینی
که صورتگری را نبود این چنینی
.
پریزاد عشقو مهآسا کشیدی
خدا را به شور تماشا کشیدی
.
تو دونسته بودی چه خوشباورم من
شکفتی و گفتی از عشق پرپرم من
.
تا گفتم کی هستی؟ تو گفتی یه بیتاب
تا گفتم دلت کو؟ تو گفتی که دریاب
.
قسم خوردی بر ماه که عاشقترینی
توی جمع عاشق، تو صادقترینی
.
همون لحظه ابری رخ ماهو آشفت
به خود گفتم ای وای! مبادا دروغ گفت
.
گذشت روزگاری از اون لحظهی ناب
که معراج دل بود به درگاه مهتاب
.
در اون درگه عشق چه محتاج نشستم
تو هر شام مهتاب به یادت شکستم
.
تو از این شکستن خبر داری یا نه
هنوز شور عشقو به سر داری یا نه
.
هنوزم تو شبهات اگه ماهو داری
من اون ماهو دادم به تو یادگاری
شنبه 16 آذر 1392برچسب:, :: 13:39 :: نويسنده : بنفشه
رویایی
…
من به دنبال توام یکی دیگه دنبال منه
تو به دنبال کسی هستی که نارو میزنه
.
ما همه مثل همیم ما همه سرگردونیم
اونی که عاشقه رو از خودمون میرونیم
.
عشقمون کنارمون هست ولی نمیدونیم
.
اما یه روز میرسه به خودمون برگردیم
روزی که از همهی آدمکا دلسردیم
.
قدر لحظههای باهم بودنو میفهمیم
وقتی که دیر میشه میفهمیم چقد بد کردیم
.
چی میشه باهم بمونیم خالق افسانهها شیم
میون رابطههامون دنبال چیزی نباشیم
.
کاش بذاریم کینهها از توی قلبامون بره
از ما که چیزی نمیمونه به جز یک خاطره
.
عمر ما کوتاهتر از اونه که با هم بد بشیم
کاش بتونیم راه عاشق بودنو بلد بشیم
.
چی میشه باهم بمونیم خالق افسانهها شیم
میون رابطههامون دنبال چیزی نباشیم
به خداحافظی تلخ تو سوگند، نشد
که تو رفتی و دلم ثانیه ای بند نشد
لب تو میوه ممنوع، ولی لبهایم
هر چه از طعم لب سرخ تو دل کند، نشد
با چراغی همه جا گشتم و گشتم در شهر
هیچ کس، هیچ کس اینجا به تو مانند نشد
هر کسی در دل من جای خودش را دارد
جانشین تو در این سینه، خداوند نشد
خواستند از تو بگویند شبی شاعرها
عاقبت با قلم شرم نوشتند : نشد!
جمعه 24 آذر 1391برچسب:, :: 19:17 :: نويسنده : بنفشه
اولین روزدبستان باز گرد. کودکی ها شادو خندان بازگرد. درسهاى سال اول ساده بود. آب رابابا به سارا داده بود. درس پند آموزروباه و خروس. روبه مکارودزد و چاپلوس. باوجود سوز وسرمای شدید. ریز علی پیراهن ازتن میدرید.تا درون نیمکت جامی شد یم. ماپراز تصمیم کبرا میشدیم کاش هرگز ز نگ تفریحی نبود. جمع بودن بودوتفریقی نبود. کاش میشد باز کوچک میشدیم. لااقل یکروزکودک میشدیم چهار شنبه 24 آبان 1391برچسب:, :: 11:51 :: نويسنده : بنفشه
یک و یک همیشه دو نمی شود گاه باد می کند، چهار می شود گاه میل می کند به صفر گاه نیز می زند به کله اش... هوس کند می رود به آسمان، هزار می شود. یک و یک برای من... -- من که سال هاست در ردیف آخر کلاس زندگی نشسته ام -- جز دو خط ساده نیست؛ جز دو خط که پا به پای هم در سفید صفحه راه می روند، وز این جهان خط کشی و کاغذی عبور می کنند... جز دو خط ساده که در انتهای دور در تقاطع زمین و آسمان؛ روی خط نازکی به نام زندگی عاقبت به پای هم ... پیر می شوند! « توی گوشتان فرو کنید! یک و یک مساوی دو است. » آه... من که حرف این حساب را سرم نمی شود
|
|||
![]() |